حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2368
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
را آسانتر كرده ، استشمام مىكند ، كه رود نزديك است . در همينوقت آمده ، به آنتونيوس خبر دادند ، كه اغتشاش اردو از حرص و طمع چند نفر سرباز بوده و جهتى ديگر نداشته . پس از آن براى استقرار نظم در لشكرى ، كه از اختلال و ترس بچنان حالى افتاده بود ، آنتونيوس فرمان داد اردو بزنند ( همانجا ، بند 52 ) . روز در رسيد و لشكر داشت ترتيب و آرامش خود را از نو مييافت ، كه ناگاه پسقراول رومى دريافت ، كه پارتىها با تير حمله ميكنند و فورا آنتونيوس بسپاهيان سبكاسلحه فرمان جنگ داد . پيادهنظام ، چنان كه سابقا كرده بود ، با سپرها خود را پوشيد و بدين جهت از تيرهاى پارتى زيانى نيافت و آنها نتوانستند نزديك شوند . سربازانى ، كه در صفوف اوّل بودند ، رود را ديدند و كمكم پيش رفتند . آنتونيوس سوارهنظام را كنار رود جا داد ، تا در جلو دشمن بايستد و در ابتداء مجروحين را به آن طرف فرستاد . بعد آنهائى ، كه در مقابل حملات پارتى بودند ، توانستند بىنگرانى آب بياشامند ، زيرا پارتيها ، همين كه رود را ديدند ، زه كمانشان را باز كرده بروميها گفتند ، با آرامش بآنطرف بگذرند و شجاعت آنها را ستودند ( ترتيب پارتيها چنين بود ، كه وقتى ميخواستند ، داخل مذاكره با دشمن گردند يا متاركه كنند ، زه كمانشان را باز ميكردند . م . ) . پس از آنكه روميها بىمانع از رود گذشتند ، راه خود را دنبال كردند ، بىاينكه از پارتيها مطمئن باشند . بالاخره روز ششم برود ارس رسيدند . اين رود ارمنستان را از آذربايجان جدا مىكند و به نظر روميها چنين آمد ، كه از جهت عمق آن و تندى آبش گذشتن از آب مشكل است . در اين وقت خبرى در سپاه انتشار يافت ، كه پارتيها در كمينگاههاى حولوحوش هستند ، تا در حين عبور حمله كنند ، ولى اين خبر تحقّق نيافت و پس از اينكه روميها با امنيّت خاطر از رود عبور كرده داخل ارمنستان شدند ، مثل اينكه پس از دريانوردى به خاك رسيده باشند ، آن را پرستيدند ( يعنى به خاك افتاده آن را بوسيدند ) و از فرط شادى گريسته يكديگر را بآغوش كشيدند . بعد ، چون از مملكتى غنى و حاصلخيز ميگذشتند و از قحطى